بهار امد و شمشادها جوان شده اند  پرندگان مهاجر ترانه خوان شده اند

دوباره چلچله ها اواز عشق سر دادند  دوباره ثانیه ها با تو مهربان شده اند

یک عید دیگه و باز شورو هیجان نازنین و خودم و امسال دخالتهای  کیان خان !! برای سفره هفت سین  و   بدو بدو و خرید  و بوی شیرینی و سنبل   وعیدی و مهمونیها

گاه دلم  تو لحظه سال تحویل هوس خونه بابا اینها رو میکنه   صدای  یا مقلب القلوب و الابصار.. بابا و همهمه خونه و ناگهان اون سکوت مقدس لحظه سال تحویل.. و اشک از روی هیجان خواهر بزرگه و بعد من ا

دلم هوس بوی شمال و بارون و عید و خونه تکونی  و همه این چیزها رو میکنه که اینجا اون جوریش گیر نمیاد دلم تنگ میشه  اما با نگاه کردن به صورت ماه بچه هام و  زندگیم پیش خودم میگم

    باز هم صد بار خدا رو شکر برای همه اون چیزها که داریم و همه اون چیرها که ارزوش رو داریم و براش تلاش میکنیم

 

   ارزوی سلامتی شادی و برکت